روزمرگی های یک ذهن خسته

روزمرگی های یک ذهن خسته

در این وبلاگ ممکنه هر روز چیزی از ذهنم بگذره و اون رو بنویسم ، حالا شاید از غم اون روزم و یا شاید خیلی بعید هم از شادی اون روزم باشه خدا میدونه

خواب دیدن

  • 11:44 1405/2/30
  • پسر اصفهانی

تا قبل از این زیاد به خواب دیدن و تعبیر خواب و از این چیزا باور نداشتم ولی این چند وقته اتفاقاتی افتاد که الان هر خوابی میبینم یکم به فکر فرو میرم که آیا معنی خاصی داره یا نه ؟

دو هفته قبل از فوت مادرم یکی از آشناها زنگ زد و گفت خوابشون رو دیدم و میخام بیام ببینمشون ، البته قسمت نشد که برای دیدن بیان و مادر از پیشمون رفت ولی وقتی بعدا ازش پرسیدم که چی شد یهو این حرف و زدی گفت خواب دیدم همه شون ( منظور دایی ها و خاله ها و بابابزرگ و پدر خودم و مادرم ) که فوت شدن در کنار هم جمع هستند .

 و خوب چند نفر دیگری هم قبل از شب رفتن این مدل خواب هایی دیده بودند که برام جالب بود . 

اما چیزی که خیلی عجیب تر کرد موضوع رو این بود که دوست خودم روزی که مادرم از دنیا رفت بعد از ظهر همون روز در حالی که هنوز من به کسی اطلاع نداده بودم باهام تماس گرفت و جویای حالم شد ، معمولا اون ساعت و زمان تماس نمیگرفت و من خبر رو بهش اطلاع دادم ولی در اون لحظه خاص چیزی نگفت . 

بعد از چند روز که مجدد زنگ زد گفت من بعد از ظهر همون روز خواب دیدم که به تو زنگ زدم و تو دقیقا همین خبر رو بهم دادی و من از خواب بیدار شدم و با نگرانی باهات تماس گرفتم و وقتی تو در بیداری هم همین خبر رو مجدد بهم اطلاع دادی واقعا شوکه شدم . 

واقعا خواب ها چی هستند ؟ تصویری تخیلی که ذهن ما میسازه یا اتفاقی از آِینده که به صورت کد نگاری شده یا واضح برای ما نمایش داده میشن. 

در طول تاریخ بشری هم خیلی زیاد پیش اومده که کسی خوابی ببینه و خبر از اتفاقاتی در آِینده بده و این واقعا عجیبه .

در کل حالا به خواب هایی که میبینم بیشتر از قبل تفکر میکنم و بیشتر به دنبال معانی اونها میرم تا ببینم آیا خبری هست یا خیر . 

شما تجربه ای از خواب و اتفاقات بعدش دارید ؟ اگه دارید باهام در میون بزارید