- 20:01 1405/2/25
- پسر اصفهانی
هفت روز از فوت مادرم گذشت و خیلی براش سوگواری کردم و کلی با به یاد اوردن خاطراتش گریستم .
حالا در روز هفتم دلتنگش هستم ولی بیشتر از تنهایی خودم میترسم .
از اینکه وقتی نشستم کسی نباشه باهاش صحبت کنم
از اینکه مدام دنبال بقیه بگردم و ازشون خواهش کنم باهام صحبت کنن تا حرفای توی دلم رسوب نکنن و تهه دلم نمونن.
این چند سالی که بعد از فوت پدرم ،مادرم زنده بود و نیاز به نگهداری داشت همش فکرم درگیر او بود و یادم رفته بود که کسی جز او ندارم .
حالا مدام میترسم از تنها بودن
تنهایی خیلی سخته