روزمرگی های یک ذهن خسته

روزمرگی های یک ذهن خسته

در این وبلاگ ممکنه هر روز چیزی از ذهنم بگذره و اون رو بنویسم ، حالا شاید از غم اون روزم و یا شاید خیلی بعید هم از شادی اون روزم باشه خدا میدونه

نامرئی

  • 23:38 1405/2/15
  • پسر اصفهانی

من نامرئی ام ، یعنی خودم حس میکنم خیلی وقته دیگه دیده نمیشم

تو خیابون بین آدمها راه میرم ولی حس میکنم اونا متوجه حضور من نمیشن . 

قدیما پیش میومد با مردم چشم تو چشم بشم ولی الان دیگه این اتفاق برام نمیوفته .

خیلی شنیده بودم که بعضی ها آرزو میکنن کاش نامرئی بودن تا هر کاری خواستن بکنن ولی ، دیده نشدن اصلا حس خوبی نداره . پس قبل آرزو کردن خوب فکر کن